شریک سازید:
افزایش شمار کودکان دستفروش در شهر میمنه، مرکز ولایت فاریاب، به یکی از نگرانیهای جدی اجتماعی تبدیل شده است. بسیاری از این کودکان به دلیل فقر، مشکلات اقتصادی خانواده و نبود امکانات کافی، ناگزیرند به جای حضور در صنفهای درسی، برای تأمین نیازهای خانواده کار کنند.
سمیر، کودک ۱۴ سالهای که در کنار پدرش به پخت و فروش بولانی مشغول است، میگوید فقر او را از ادامه آموزش بازداشته است.
او میگوید: «به خاطر مشکلات اقتصادی نتوانستم به مکتب بروم. اکنون مجبورم با پدرم کار کنم تا در تأمین مخارج خانواده سهم بگیرم. آرزو دارم روزی داکتر شوم تا تمام عمر بولانیفروش نمانم.»
ضیاوالحق، ۱۵ ساله، که مصروف فروش چپلیکباب است، نیز از محرومیت از آموزش سخن میگوید. به گفته او، دشواریهای زندگی سبب شده است به جای رفتن به مکتب، کار کند.
وی میافزاید: «آرزوی من این است که روزی پدر و مادرم زندگی خوبی داشته باشند و دیگر مجبور نباشم برای تأمین هزینههای زندگی کار کنم.»
محمدحسن، یکی دیگر از کودکان دستفروش، میگوید به دلیل اینکه فرزند بزرگ خانواده است، مسئولیت تأمین بخشی از هزینههای زندگی را بر عهده گرفته است.
او که ۱۴ سال سن دارد، میگوید: «فقر و تنگدستی مرا مجبور به دستفروشی کرده است.
آرزو دارم روزی صاحب یک دکان باشم و از این وضعیت نجات پیدا کنم.»
در میان این کودکان، هدایتالله، ۱۶ ساله، تلاش میکند آموزش را نیز ادامه دهد.
او میگوید صبحها به مکتب میرود و پس از چاشت دستفروشی میکند.
هدایتالله میگوید: «درآمد روزانهام حدود ۱۵۰ افغانی است.
کار مانع درس خواندنم نشده و تلاش میکنم هر دو را ادامه دهم. آرزو دارم در آینده انجینر شوم و به جامعه خدمت کنم.»
در همین حال، ظهیر فاریابی، مدیر یکی از مکاتب خصوصی در فاریاب، میگوید پدیده کودکان دستفروش تنها محدود به این ولایت نیست، بلکه در سراسر افغانستان به یک نگرانی جدی اجتماعی تبدیل شده است.
به گفته او، فقر، بیکاری، مشکلات اقتصادی، پیامدهای سالها جنگ و در برخی موارد نبود آگاهی کافی در خانوادهها، از مهمترین عواملی است که کودکان را از مکتب دور کرده و به سوی کارهای شاقه، دستفروشی و حتی جمعآوری زباله سوق میدهد.
وی هشدار میدهد که ادامه این وضعیت، علاوه بر کاهش حضور کودکان در مکاتب، آینده آنان را با خطر روبهرو میکند.
به باور او، این کودکان با مشکلاتی چون سوءتغذیه، خطر حوادث ترافیکی، فشارهای روحی، تحقیر، توهین و انواع سوءاستفادههای اجتماعی نیز مواجه هستند.
او تأکید میکند که جلوگیری از کار شاقه کودکان، مسئولیت مشترک خانوادهها، دولت و نهادهای امدادرسان است.
به گفته وی، خانوادهها باید زمینه آموزش فرزندان خود را فراهم کنند و نهادهای مسئول نیز با اجرای برنامههای حمایتی، از خانوادههای نیازمند پشتیبانی کنند.
صبغتالله سیلاب، کارشناس حوزه کودک، نیز فقر شدید خانوادهها را مهمترین عامل افزایش کودکان دستفروش میداند.
او میگوید: «اعتیاد برخی خانوادهها، مهاجرت و مشکلات اقتصادی از دیگر عواملی است که کودکان را به بازار کار میکشاند.
برای کاهش این پدیده، باید برنامههای آگاهیدهی، حمایت اقتصادی و آموزش مهارتهای شغلی برای خانوادههای آسیبپذیر اجرا شود.»
با وجود آرزوهای بزرگ این کودکان برای داکتر، انجینر یا صاحب کسبوکار شدن، بسیاری از آنان امروز به جای نشستن پشت میزهای درسی، روزهای خود را در جاده ها و بازارها برای تأمین نان خانواده سپری میکنند؛ وضعیتی که به باور کارشناسان، بدون حمایت جدی نهادهای مسئول و کاهش فقر، همچنان ادامه خواهد یافت.
گزارش: بصیره "مصمم"